خط مشی گذاری عمومی علم خط مشی گذاری :: خط مشی گذاری عمومی

خط مشی گذاری عمومی

به دنبال معرفی و اشاعه و همچنین نقد سازنده تصمیم گیران

خط مشی گذاری عمومی

به دنبال معرفی و اشاعه و همچنین نقد سازنده تصمیم گیران

وبلاگ خط مشی ( public-policy) با هدف اشاعه علم خط مشی گذاری بین مردم و معرفی این رشته کاربردی و مقغول مانده در ایران است . خط مشی به تصمیماتی که سران سه قوه در کشور های دارای دموکراسی می گیرند گفته می شود و از آنجا که خط مشی گذاران در ایران معمولا تهی از علم مدیریت بخش عمومی هستند نیاز دیدم که وبلاگی با این مضمون ایجاد نمایم

۳ مطلب با موضوع «علم خط مشی گذاری» ثبت شده است

1شناسایی مسئله و محیطی که موضوع مورد بررسی در آن واقع شده است. در این جا توجه ما به چگونگی شناسایی و تعیین مسائلی معطوف می شود که ممکن است به هدف سیاستگذاری های عمومی بدل شوند. این که چرا فقط برخی از مشکلات، از بین تمامی مسائل موجود، توجه سیاستگذاران را به خود جلب می کند، نیازمند بررسی شرایط و محیطی است که این مسئله یا مسائل در آن قرار دارند، به بیان دیگر، چگونه سازمان های دولتی تصمیم می گیرند باید به چه موضوعی بپردازند؟ چه چیزی یک معضل عمومی قلمداد می شود؟ چرا برخی شرایط یا موضوعات به معضلی عمومی بدل می گردند؟ چگونه یک مشکل جهت رسیدگی در دستور کار دولت قرار می گیرد؟ چرا بعضی از مسائل به جایگاه یک موضوع روز نمی رسند؟

 

۲. تبیین. این مرحله شامل ایجاد، شناسایی یا اقتباس شیوه های عملکرد پیشنهادی، که اغلب به گزینه یا انتخاب موسومند، برای حل یا اصلاح معضلات اجتماعی است. چه کسی در تبیین سیاستگذاری مشارکت می جوید؟ گزینه های پیش رو برای پرداختن به یک مسئله ی توسعه یافته چیست؟ آیا مشکلات یا خطاهایی در تبیین سیاستگذاری های پیشنهادی وجود دارد؟

 

۳. گزینش. این مرحله شامل تصمیم گیری پیرامون گزینه های پیشنهادی، از جمله عدم انجام هیچگونه اقدامی، برای رسیدگی به یک مسئله است. قانون گذاران آمریکایی درباره ی این مرحله با اکثریت آرا به نتیجه می رسند. چگونه یک سیاستگذاری، برگزیده یا اجرایی می شود؟ فراهم آمدن چه ضرورت هایی الزامی است؟ گزینش کنندگان چه کسانی هستند؟ محتوای سیاستگذاری برگزیده شده چیست؟

 

۴. بکارگیری. (یک واژه ی معادل برای این مرحله، مدیریت است) در اینجا بر روی اقدامات لازم برای اثربخشی یا اجرایی شدن سیاستگذاری های برگزیده شده متمرکز می شویم. اغلب در جریان مدیریت سیاستگذاری ها، آن ها را توسعه می بخشند یا بر جزئیات شان می افزایند. چه کسی در این مرحله دخیل است؟ چه اقداماتی، در صورت امکان، برای اعمال یا اجرایی کردن یک سیاستگذاری بکار گرفته می شود؟ چگونه استفاده از یک سیاستگذاری به شکل گیری یا تعیین محتوا یا اثرات آن کمک می کند؟

 

۵. ارزیابی. این بخش به اقداماتی منجر می شود که هدف از آن ها، تعیین دستاوردهای یک سیاستگذاری است و این که آیا به اهداف خویش دست یافته، و آیا پیامدهای دیگری داشته است. چه کسی در این بخش مشارکت دارد؟ چه کسانی از یک سیاستگذاری منتفع یا متضرر می گردند؟ پیامدهای ارزیابی یک سیاستگذاری چیست؟ آیا درخواست هایی برای اعمال تغییرات یا لغو سیاستگذاری وجود دارد؟ آیا معضلات جدیدی شناسایی شده اند؟ آیا فرآیند سیاستگذاری به دلیل ارزیابی آن از سر گرفته می شود؟[b1] 


 [b1]اندروسون ( 2016)

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۷ ، ۲۱:۱۷
سعید شمس

برای  این که بتوانیم خط مشی را تعریف نموده و تمامی زوایای علم خط مشی را مرود بررسی قرار بدهیم بهتری دیدم از چندی تعریف استفاده کنم تا بتوانم شما را بهتر با این  علم و زوایای پیدا و نهان آن آشنا سازم.

 دکتر الوانی برا ی تعریف خط مشی در کتاب تصمیم گیری و تعیین خط مشی می گوید ، خط مشی عبارت است از تصمیم ها و سیاست هایی که به وسیله مراجع مختلف بخش عمومی از قبیل مجلس ، دولت ، قوه قضاییه که نماینده حفظ منافع عمومی هستند  اتخاذ می گردد .

در این تعریف که آقای الوانی ارایه داده اند می توان به وضوح درک کرد که تمامی تصماتی که سه قوه می گیرند را خط مشی می نامند که این تصمیمات باید ویژگی داشته باشند و از  این  ویژگی رعایت منافع شهروندان است . اما این تعریف کامل نمی باشد چون بسیاری از عوامل را نادیده گرفته است که در ادامه با مطرح کردن تعاریف از دیگر دانشمندان  می توان به تعریف جامع تری از خط مشی رسید اما نکته ای که توجه را جلب می کند این است که درکتر الوانی تاکید می نماید تصمیم هایی که سران قوا می گیرند را خط مشی می گویند و عملا قلمرو خط مشی را تعیین می کند که این تصمیمات توسط ارکان سه قوه گرفته می شد . البته افراد و گروه های دیگری نیز در تصمیم گیری دخالت دارند که در مجالی دیگر در باره این افراد و گروه ها ی سخن به میان خواهد امد

بوچهولز در تعریفی  سلسله اقدامات هدف دار که به وسیله یک فرد یا گروهی از افراد که قدرت و مشروعیت خط مسی گذاری را دارند [ سران سه قوه ] جهت مقابله با مشکل عمومی  شکل می گیرد

در این تعریف  علاوه برمشخصات و ویژگی ها ی تعریف که توسط دکتر الوانی ارایه گرید  به نکته مهمی اشاره می کند ، بوچ لز خط مشی را جهت مقابله و پاسخی به مشکلات عمومی درک شده مطرح می کند ، پس می توان گفت خط مشی ها جوابی به مسایلی هستند که توسط خط مشی گذاران درک می شوند اما این که چه مسئله ای در حال حاضر مهم است این بستگی به عوامل متعددی دارند که انشاالله در آینده به این موضوع نیز اشاره خواهد شد

در تعریف دیگری از از ویکرز خط مشی های عمومی سیاست هایی هستند که برای هماهنگی و انسجام هدف های نظام موجود در جامعه اعمال می شود و بازتابی است از ارزشهایی که جامعه و دولت بدان پایبند هستند .

در این تعریف می توان به تاثیر ارزشها بر تصمیماتی که حاکمیت می گیرد پی برد ، در جامعه ی لیبرال مانند امریکا خط مشی و تصمیمات دولت بر اساس تفکر لیبرالیستی می باشد و دولت تصمیماتی می گیرد که حقوق افراد را رعایت کند و تامین کننده منافع فردی  می باشد  ، می توان گفت دولت نمی تواند تصمیمی بگیرد که مخالف منافع فردی باشد و اگر تصمیمی بگیرد با مخالفت گروه ها جریان ها سیاسی و اجتماعی قرار می گیرد .  اما در جوامع تمامیت گرا مانند چین ، کره شمالی و ... که دولت ها تاکیدشان بر جامعه است نیز تصمیمات به گونه ای دیگر است ، دولت باید منافع عامه را مورد توجه قرار بگیرد .

باید توجه نمود که در خط مشی ها می توان فرهنگ جامعه ، نظام اقتصادی و اولویت های مورد قبول جمعه را پیدا نمود . به طور مثال در کشوری مانند ایران با توجه به فرهنگ اسلامی حاکم، ارزشها و اعتقادات مردم اجرای خط مشی هایی مخالف این ارزش ها  مانند به رسمیت شناختن حقوق همجنسبازان ، استفاده از ماهواره ، حضور بانوان در استادیم ها و... با مخالفت هایی مواجه می شود

نکته ی دیگری که در خط مشی ها باید به ان توجه نمود این است که خط مشی ممکن است در بستر قوانین باشد و یا نباشد ، پس لزوما دولت ها از طریق قوانین ،اعمال به تعیین خط مشی نمی نمایند .  دولت ها می توانند از طریق رفتار ، جهت گیری های ( به طور مثال محکوم کردن حادثه تروریستی یازدهم سپتامبر توسط دولت آقای خاتمی) بخش نامه ها و توصیه نامه ها ، نشان ها ی شجاعت و افتخار و... به تعیین و اعمال خط مشی بپردازند .

در تعریفی جالب از آقای توماس دای ، « هر آنچه دولتی انتخاب می کند انجام بدهد یا انجام ندهد است » . بسیاری از دولت ها انتخاب می کنند که در باره مسایل هیچ صحبت و تصمیم نگیرند به طور مثال دولت ایالات متحده تصمیم می گیرد که در مسایل فلسطین و اسرائیل و کشتار های صورت گرفته در اعتراضات به رسمیت شناختن قدس به پایتختی اسراییل هیچ اظهار نظری انجام ندهد، یا به طور مثال در سال های گذشته دولت ایران تصمیم گرفت که درباره کشتار مسلمانان چینی توسط دولت چین هیچ اظهار نظری انجام ندهد  . درمثال دیگری می توان به اقدامات دولت ایران برای خط مشی حمایت از کالای ایرانی اشاره کرد ، طبق فرمان حضرت آیت الله خامنه ای باید از کالا و خدمات ایرانی حمایت می شد ولی ما در رسانه ها مشاهده کردیم که شرکت های دولتی حتی ملزومات اداری خود را از خارج وارد می نماید که با واکنش هایی روبه رو شد و بسیاری از این قبیل تصمیم ها که قطعا خودتا می توانید پیدا کنید .

جیمز اندرسون خط مشی را این گونه تعریف می نماید : خط مشی مجموعه اقداماتی است هدفمدار که به وسیله یک بازیگر و یا مجموعه ای بازیگران برای برخورد با مشکل یا مسئله مورد توجه در نظر کرفته  می شود .

در این تعریف آقای اندرسون به نکته ای اشاره می کند که آن نکته بازیگران می باشد ، او عقیده دارد که خط مشی به وسیله مجموعه از بازیگران صورت می گیرد و صرفا سران سه قوه تنها تصمیم گیران عرصه خط مشی نیستند  .

پس می توان با جمع بندی این تعاریف عنوان نمود که:

خط مشی پاسخی به مشکلات عمومی جامعه که درک شده است و سران سه قوه ( در کشور های دارای تفکیک قوا) با کمک گرفتن از طرق مختلف از گروه ها و افراد مختلف به ان مشکل با توجه به ارزش ها ی جامعه و حاکم بر جامعه  است


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۵۷
سعید شمس

خط مشی بخش عمومی چیست؟

امروزه مردم از دولت‌ها انتظار دارند کارهای زیادی برایشان انجام دهند. در واقع به ندرت می‌توان یک مشکل اجتماعی یا فردی را پیدا کرد که یک گروه برای آن تقاضای یک راهکار دولتی ننماید. طی سال‌ها، به موازات این که شهروندان بیشتری برای حل مسائل اجتماعی به دولت مراجعه کرده‌اند، اندازه دولت نیز رشد پیدا کرده و خط‌مشی‌های عمومی به تمام حوزه‌های زندگی نفوذ یافته‌اند.

نویسندگان مدیریت و علوم سیاسی، خط‌مشی عمومی[۱] را به شکل‌های مختلف تعریف کرده‌اند اما به طور کلی می‌توان گفت: خط­مشی عمومی، تصمیم دولت یا حکومت در مواجهه با یک موضوع، چالش یا یک مساله عمومی است. همان‌طور که هدف‌ها، نتایج مورد انتظار را مشخص می‌کنند و برنامه‌ها، راه رسیدن به آن‌ها را روشن می‌سازند، خط‌مشی‌ها راهنمای عمل بوده، اولویت‌ها، بایدها و نبایدها را معین می‌کنند. خط‌مشی عمومی همچنین نشان دهنده خطوط کلی در فعالیت‌ها و اقدامات بخش عمومی است.

خط‌مشی عمومی عبارت است از آن چیزی که دولت‌ها تصمیم دارند انجام دهند یا انجام ندهند. دولت‌ها کارهای زیادی انجام می‌دهند. تعارضات را در جامعه نظم می‌دهند، جامعه را سازماندهی می‌کنند تا تعارض با سایر جوامع را رفع کنند؛ مقدار زیادی از پاداش‌های نمادین و خدمات مادی را بین اعضای جامعه تقسیم می‌کنند؛ و اغلب در قالب مالیات از جامعه پول دریافت می‌کنند؛ بنابراین خط‌مشی‌های عمومی ممکن است رفتارها را نظم‌دهی کنند، بوروکراسی‌ها را سازماندهی کنند، منافع را توزیع کنند، و یا مالیات‌ها را جمع‌آوری کنند؛ یا اینکه همه این‌ها را هم‌زمان انجام دهند.

خط‌مشی عمومی تصمیمی است که در قبال یک مشکل عمومی اتخاذ می‌شود، اما خط‌مشی صرفاً اتخاذ تصمیم نیست، بلکه فرآیندی است شامل تمام اقدامات که از زمان احساس مشکل شروع می‌شود و به ارزیابی نتایج حاصل از اجرای خط‌مشی ختم می‌گردد.

خط‌مشی دو ویژگی بارز دارد. اول اینکه خط‌مشی یک الگوی عملی است و نه یک رویداد مجرد و انتزاعی. مثلاً راه‌حل مسائلی که فقط یک بار در تاریخ یک کشور اتفاق می‌افتد، خط‌مشی نیست. دوم اینکه اجرای خط‌مشی، به دلیل نیاز به هماهنگ ساختن عوامل ناسازگار یا ایجاد انگیزه برای اقدام جمعی در افرادی که اهداف مشترک دارند و با یکدیگر همکاری می‌کنند، یک عمل اجتماعی محسوب می‌شود.

خط‌مشی عمومی عبارت است از تصمیم‌ها و سیاست‌هایی که به وسیله مراجع مختلف بخش عمومی از قبیل مجالس، دولت و قوه قضائیه که نماینده حفظ منافع عمومی هستند اتخاذ می‌شوند. در رویکردی که به خط‌مشی‌گذاری عمومی می‌پردازد، به ساختار یا رفتار بازیگران سیاسی یا آنچه دولت‌ها باید یا مجبورند انجام دهند، توجه چندانی نمی‌شود، بلکه کانون اصلی آن معطوف به موضوع است که دولت‌ها واقعاً انجام می‌دهند. متفکران اولیه این رویکرد، آن را علم خط‌مشی نامیدند. به اعتقاد لاسول[۲] علم خط‌مشی دارای سه ویژگی منحصر به فرد است که آن را از رویکردهای پیشین متمایز می‌کند: چند رشته‌ای است، به دنبال حل مشکل است و قویاً هنجاری است.

جنکینز[۳] در تعریف خط‌مشی به چند نکته مهم اشاره دارد. وی خط‌مشی را به عنوان «مجموعه تصمیمات متعامل بازیگر یا گروهی از بازیگران سیاسی در مورد انتخاب اهداف و ابزار دست‌یابی به آن‌ها در شرایط مشخص، به شرط آن که این تصمیمات قانوناً در چارچوب اختیارات بازیگران اتخاذ شده باشند» تعریف نموده است. جنکینز در تعریف، خط‌مشی‌گذاری را عملی با حضور جمعی از بازیگران می‌داند نه یک تصمیم انفرادی، البته این بازیگران قانونی می‌داند، در حالی که خط‌مشی‌گذاری را عمل بازیگران سیاسی می‌داند. در واقع ممکن است بازیگرانی در اتخاذ خط‌مشی به عنوان یک عمل سیاسی دخالت داشته باشند اما به صورت قانونی و رسمی جزء بازیگران خط‌مشی عمومی به حساب نیایند. نکته مهم دیگر این که وی خط‌مشی را یک فرآیند می‌داند که راه خود را به جلو می‌گشاید و زمانی به نتیجه می‌رسد که مجموعه فعل و انفعال‌ها صورت گرفته باشد. در همین راستا وی خط‌مشی‌گذاری را دولتی می‌داند، در حالی که پست مدرنیسم شرایط اداره داخلی کشورها را به صورتی توصیف می‌نماید که بر کثرت گرایی و مشارکت تأکید دارد، یا حداقل این که نتیجه این کثرت گرایی و مشارکت به فعالیت گسترده بازیگران غیردولتی خواهد انجامید.

جیمز اندرسون تعریف کلی‌تری از خط‌مشی ارائه می‌دهد و خط‌مشی را مجموعه اقدامات هدف‌دار توصیف می‌کند که (به وسیله یک یا مجموعه‌ای از بازیگران برای برخورد با مشکل یا مساله مورد توجه در نظر گرفته شده است. وی نیز بر مجموعه بازیگران تأکید دارد، اما با رویکرد حل مساله خط‌مشی را تعریف نموده و خط‌مشی را متمرکز بر حل مساله و رفع مشکل می‌داند.


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۷ ، ۰۳:۲۲
سعید شمس