در دو سخنرانی اخیر رهبر انقلاب اسلامی، جملهای کوتاه اما پرمعنا تکرار شد:
«آنچه اتفاق افتاد، یک کودتا بود که شکست خورد.»
این عبارت و عبارت شبه کودتا از رخدادهای دیماه ۱۴۰۴ را می توان در یک واژه خلاصه کرد؛ واژهای که بار حقوقی و سیاسی سنگینی دارد. اما کودتا دقیقاً چیست؟
در ادبیات علوم سیاسی، کودتا به «تلاش ناگهانی، سریع و سازمانیافته برای تصاحب قدرت سیاسی توسط گروهی کوچک از درون ساختار قدرت، بدون طی فرآیندهای قانونی» گفته میشود. در این تعریف، عاملان معمولاً بخشی از نخبگان درون قدرت هستند، اقدام غافلگیرانه است و هدف، کنترل رأس حاکمیت است؛ برخلاف انقلاب که متکی بر مشارکت گسترده مردمی است.
کودتاها معمولاً در سه قالب شناخته میشوند: نظامی، سیاسی (غیرنظامی) و خودکودتا.
نمونه کلاسیک کودتای نظامی، رخداد سال ۱۹۷۳ در شیلی به رهبری پینوشه و نیز تحولات ۲۰۱۳ در مصر است که به برکناری محمد مرسی انجامید.
در کودتاهای سیاسی، نخبگان قدرت با ابزارهای حقوقی یا امنیتی و بدون مداخله مستقیم ارتش کلاسیک، ساختار قدرت را تغییر میدهند؛ مانند رخداد ۱۹۹۲ در پرو.
با این چارچوب، این پرسش مطرح میشود: آیا رخداد مورد اشاره واجد شاخصهای کلاسیک کودتا بوده است؟ برخی گزارشها از بازداشت چهرههای سیاسی و انتشار شایعاتی درباره سایر مقامات سابق حکایت داشت که بخشی از آن تکذیب شد و بخش دیگر تایید. در چنین شرایطی، شفافسازی رسمی میتواند به فهم دقیقتر افکار عمومی کمک کند و به شبهات پاسخ دهد که آیا ما با یک کودتا مواجه هستیم که مخالفین سیاسی داخلی با همکاری مخالفین خارج نشین هم دست شده و سعی در اعمال آن داشتند یا خیر فقط یک توصیف ساده از آنچه به وقوع پیوسته است .
در نهایت، این تحلیل باید در بستر شرایط اقتصادی، فشارهای تحریمی و تنشهای منطقهای بررسی شود. پرسش مهم آن است که در چنین مقطعی، سیاستهای اقتصادی و تصمیمات کلان تا چه حد بر اساس محاسبه هزینه–فایده اتخاذ شدهاند و چه میزان از مطالبات اقتصادی و بازسازی خسارات پاسخ داده شده است. آیا مشاورانی که در حال حاضر توصیه های شوک درمانی با توجه به خسارات و هزینه های جنگ 12 روزه می کنند آیا برآورد هزینه های این تصمیم را دیده بودند یا خیر