خط مشی گذاری عمومی خط مشی گذاری عمومی

خط مشی گذاری عمومی

به دنبال معرفی و اشاعه و همچنین نقد سازنده تصمیم گیران

خط مشی گذاری عمومی

به دنبال معرفی و اشاعه و همچنین نقد سازنده تصمیم گیران

وبلاگ خط مشی ( public-policy) با هدف اشاعه علم خط مشی گذاری بین مردم و معرفی این رشته کاربردی و مقغول مانده در ایران است . خط مشی به تصمیماتی که سران سه قوه در کشور های دارای دموکراسی می گیرند گفته می شود و از آنجا که خط مشی گذاران در ایران معمولا تهی از علم مدیریت بخش عمومی هستند نیاز دیدم که وبلاگی با این مضمون ایجاد نمایم

public-policy


‌ فوکویاما: سوسیالیسم باید برگردد
 نویسنده کتاب «پایان تاریخ و آخرین انسان» در گفتگوی تازه‌ای که با مجله نیواستیت‌من در لندن انجام داده، حرف‌های تازه‌ای زده است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۷ ، ۲۳:۲۱
سعید شمس

بررسی موردی الکترونیکی کردن فرایند تجارت فرامرزی در ایران

بروکراسی

ادعایی در این گزارش برای تبیین آن تلاش شده این است که بوروکراسی در ایران، فاقد ویژگی‌های لازم و طبعاً ظرفیت مناسب برای اجرای احکام قانونی ناظر بر اصلاح نهادی است. درواقع به نظر می‌رسد هدف قانونگذار از تصویب گونه‌ای از قوانین که به منظور اصلاح نهادها و به طور کلی «نظام نهادی» به تصویب می‌رسند (که در این گزارش با عنوان «قوانین ناظر بر اصلاح نهادی» از آنها یاد شده است) ‌به دلیل ناتوانی دستگاه بوروکراسی به سرانجام نمی‌رسد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۷ ، ۲۱:۱۶
سعید شمس

آشنایی اجمالی و کوتاه با الیگارشی :

الیگارشی

اُلیگارشی (oligarchie واژه‌ای فرانسوی است) به معنای «حکومت گروه اندک» که دارای بار منفی سیاسی است و معنی آن این است که نه‌تنها حکومت در دست یک گروه کوچک است، بلکه این گروهِ حکمران و کوچکند که واجد ۵ ویژگی هستند:

  1.  فاسدند و منشاء فساد اقتصادی و سیاسی هستند
  2.  خود را در برابر تودهٔ مردم مسئول نمی‌دانند
  3.  حاکمیت بر دیگران و برداشت از سفره مردم را حق قانونی خود می‌دانند.
  4.  در حالی که به بی‌قانونی دیگران می‌تازند اعمال خلاف خود را کاملاً قانونی می‌دانند.
  5. مورد بیزاری همگان هستند.

در یک جمله کوتاه الیگارشی شکل فاسد شده آریستوکراسی یا حکومت نخبگان است که به شکلی موذیانه میل به مونارشی یا حکومت دیکتاتورها دارد.

 و اینک جمعی پول‌پرست و اشرافی به شدت تلاش می‌کنند کشور را در مسیر الیگارشی قرار دهند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۹۷ ، ۲۰:۴۱
سعید شمس

متن کامل شعر معروف از کتاب معراج السعاده ملا احمد نراقی

آنکس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلندای سعادت برساند
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند
با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند
آنکس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آنکس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ مهر ۹۷ ، ۲۰:۳۱
سعید شمس

ابتکار در سیاست به اصلاح کنندگان دوره پیشرو بازمی گردد که ابتکار را همراه با رفراندوم و فراخوان، راهی برای انتقال قدرت از سیاست مدارن به مردم می دانستند. ابتکار در نیمی از ایالت ها و صدها شهر وجود دارد، به ویژه در نیمه غربی ایالات متحده. بر مبنای عریضه های امضا شده توسط تعداد مشخصی از رای دهندگان، یک طرح سیاسی به قرعه گذاشته می شود. اگر توسط اکثریت رای دهندگان تصویب شد، بدون

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۷ ، ۲۰:۱۳
سعید شمس

4 اشتباه رایج در روایت وقایع عاشورا

چهار استباه رایج در روایت عاشورا

اشتباه اول: اوج عزاداری امام حسین(ع) ده روز اول ماه محرم الحرام است. بین سخنرانان و مداحان، مشهور است که هر شب را به یکی از شهدای کربلا اختصاص دهند؛ مثلاً شب سوم برای حضرت رقیه و شب هفتم را برای حضرت علی اصغر(ع) سوگواری می کنند و تاسوعا را نیز به حضرت عباس(ع) اختصاص می دهند. همین قرار داد بین مداحان و منبری ها باعث شده است که عده ای گمان کنند، حضرت رقیه روز سوم محرم به شهادت رسیده است و از همه بدتر اینکه گمان می کنندحضرت ابالفضل(ع) در روز تاسوعا به شهادت رسیده است.

اما حقیقت این است که تمام شهدای کربلا در روز عاشورا به شهادت رسیده اند و حضرات اباالفضل، علی اکبر و علی اصغر همه قبل از امام حسین(ع) و در روز عاشورا در پیکار با سپاه عمر سعد کشته شده اند. حضرت رقیه(س) نیز پس از شهادت پدرش در شام از دنیا رفته است.

اشتباه دوم: باور عمومی این است که حضرت حسین بن علی(ع) و اهل بیت و اصحابش سه شبانه روز آب ننوشیدند و سپس تشنه کام به مقابله با دشمن رفته اند؛ اما حقیقت این است که عمر سعد سه روز قبل از عاشورا عمروبن حجاج را با پانصد سوار فرستاد تا کنار شریعه فرود آیند و میان یاران حسین و آب فاصله اندازند. اما این به این معنی نیست که هیچ ذخیره آبی در خیمه ها نبوده است.

در کتاب ارشاد نوشته شیخ مفید(ره) آمده است: « در شب عاشورا زینب...دست بر گریبان برده...و بیهوش بر زمین افتاد. حسین(ع) برخاسته آب بر روی خواهر پاشید و...» این نقل معتبر نشان می دهد که تا شب عاشورا هنوز آب در خیمه ها بوده واصل تشنه کامی به روز عاشورا، گرمی هوا و شدت مبارزه مربوط است.

شیخ عباس قمی(ره) در منتهی الامال می گوید: «شب عاشورا امام حسین(ع)، حضرت علی اکبر(ع)را با سی سوار و بیست پیاده فرستاد که چند مشک آب آورند و اهل بیت و اصحاب خود را فرمود که از این آب بیاشامید، آخر توشه شماست و وضو بسازید و غسل کنید.»

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۲۴
سعید شمس

فتح خون

مگر سر امام عشق را بر نیزه ندیده‌ای و مگر بوی خون را نمی‌شنوی؟
کار از کار گذشته است... قرن‌هاست که کار از کار گذشته است...
اما ای دل!
نیک بنگر که زبان رمز، چه رازی را با تو باز می‌گوید:
«کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا»؛
یعنی اگرچه قبله در کعبه است، اما
فاینما تولوا فثم وجه‌الله.
یعنی هرجا که پیکر صدپاره تو بر زمین افتد، آنجا کربلاست؛
نه به اعتبار لفظ و استعاره، که درحقیقت.
وهرگاه که عَلَم قیام تو بلند شود، عاشوراست؛
باز هم نه به اعتبار لفظ و استعاره...
و اگر آن قافله را قافله عشق خواندیم در سفر تاریخ، یعنی همین.

شهید سیدمرتضی آوینی

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۴۲
سعید شمس

عجبا که روشنفکران یعنی شیعیان علی و حتی خویشاوندان علی و نزدیکان اهل بیت که همه چیز برایشان روشن است و بنی هاشم نیز، در پاسخ این پرسش که اکنون چه باید کرد؟ همه از یک‌ کنار می‌گویند:
“هیچ کار!”
چون هرکاری نتیجه‌اش شکست است.
چون نمی‌توان. قصه‌ی مشت و درفش است. با دست خالی جلوی نیزه و‌ تیغ و‌ شمشیر رفتن، وظیفه‌ی شرعی که نیست، بلکه اشکال هم دارد. آدم‌، مسئول‌ و مواخذه می‌شود.
“و لاتلقوا بایدیکم الا التهکه”
جهادی که سرنوشتش شکست و مرگ حتمی است، انتحار است. به سود کفر و‌ ظلم است. فایده‌ای ندارد. به جای آن اگر بنشینی آرام بگیری و به تربیت مردم و‌ تعلیم قرآن و تبلیغ احکام و نقل احادیث پیغمبر مشغول شوی مفیدتر است.
می‌بینیم که همه: درباریان و‌ مقدسان و دانشمندان و حتی شیعیان، اکنون یعنی در سال ۶۰هجری، همه باهم در پاسخ این “پرسش عصر” هم‌آوازند و بی‌استثنا فتوای همه این است: “نه!!”
و در این میان تنها یک مرد، آن هم یک مرد تنها، فتوا می‌دهد که: “آری!” یعنی چه آری؟
یعنی در عجز مطلق، در ضعف مطلق، یک انسان آگاه و آزاد که ایمان دارد. در عصر سیاهی و سکوت، در برابر غصب و‌ جور باز هم مسئولیت جهاد دارد.

علی شریعتی 
از کتاب حسین وارث آدم

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۳۸
سعید شمس


دکتر شریعتی می گوید:

در حادثه کربلا با سه‌ نمونه شخصیت روبرو می‌شویم.
اول: حسین (ع)
حاضر نیست تسلیمِ حرفِ زور شود.
تا آخر می‌‌ایستد.
خودش و فرزندانش کشته می‌شوند.
هزینه انتخابش را می‌‌دهد
و به چیزی که نمی‌خواهد تن‌ نمی‌‌دهد.
از آب می‌گذرد، از آبرو نه‌

دوم: یزید
همه را تسلیم می‌خواهد.
مخالف را تحمل نمی‌‌کند.
سرِ حرفش می‌‌ایستد.
نوه‌ پیغمبر را سر می‌‌ٔبرد.
بی‌ آبرویی را به جان میخرد
تا به چیزی که می‌‌خواهد برسد

سوم: عمرِ سعد
به روایتِ تاریخ تا روز ٨ محرّم در تردید است.
هم خدا را می‌خواهد هم خرما،
هم دنیا را می‌خواهد هم اخرت.
هم می‌خواهد حسین (ع)را راضی‌ کند هم یزید را.
هم اماراتِ ری را می‌خواهد،هم احترامِ مردم را.
نه‌ حاضر است از قدرت بگذرد،نه‌ از خوشنامی.
هم آب می‌خواهد هم آبرو.
دستِ آخر اما عمرِ سعد تنها کسی‌ است
که به هیچکدام از چیزهایی که می‌خواهد نمی‌‌رسد.
نه سهمی از قدرت می‌‌برد نه‌ از خوشنامی

ما آدمهایِ معمولی‌ راستش نه جرات و ارادهِ حسین (ع) شدن را داریم،
نه قدرت و ابزارِ یزید شدن را
اما در درونِ همه ما یک عمرِ سعد هست!

من بیش از همه از عمر سعد شدن میترسم...

دکتر شریعتی

حسین وارث آدم

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۳۴
سعید شمس

بعضی از دولتمردان پدیده جهانی شدن را فرایند غربی سازی دانسته و به انکار آن می پردازند گروهی دیگر وجود آنرا اجتناب ناپذیر و در راستای فعالیتهای جهانی در تلاش برای تغییر در اوضاع داخلی خود هستند دیدگاه سوم با تحلیل شرایط امروزجهان در تلاش است برای جامعه خود به نحوی خظ مشی گذاری کند که تهدیدات وفرصتهای محیط جهانی را شناسایی و درراستای اهداف خود با کشورهای جهانتعامل نماید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۰۷
سعید شمس

بانک جهانی به عنوان یکی از نهادهای بین المللی که مطالب گسترده ای را در زمینه حکمرانی خوب منتشر کرده است، حکمرانی خوب را بهعنوان ارائه خدمات عمومی کارآمد، نظام قضایی مورد اعتماد و نظام اداری پاسخگو تعریف نموده است )استون ، ۲۸۸۹ (.رابینسون حکمرانی باقید خوب را موقعیتی می داند که نکات اشاره شده را به نحوی درست و به دور از اشتباه و با حول محور قانون به انجامبرساند)اسکرور، ۱۱۱۱ (.حکمرانی خوب رویکردی انتقادی نسبت به رابطه دولت – ملت دارد. راهکاری برای بهبود رابطه دولت –

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۹
سعید شمس

تصور کنید، مردی که همسرش به شدت بیمار است و چیزی به مرگش نمانده. تنها راه نجات یک داروی بسیار گران قیمت است که در شهر فقط یک نفر هست که آن را می فروشد. مرد فقیر داستان ما، هیچ پولی ندارد، هیچ آشنایی هم برای قرض گرفتن ندارد. به سراغ دارو فروش می رود و التماس می کند. به دست و پایش می افتد و عاجزانه خواهش می کند آن دارو را برای همسر بیمارش به عنوان وام یا قرض به او بدهد. دارو فروش به هیچ وجه راضی نمی شود. به هیچ وجه. حالا مرد ما دو راه دارد. یا دارو را بدزدد و یا نظاره گر مرگ همسرش باشد. مرد دارو را شبانه می دزدد و همسرش را از مرگ نجات می دهد. پلیس شهر او را دستگیر می کند.

کلبرگ، روانشناس و نظریه پرداز بزرگ قرن بیستم، با طرح این داستان از مردم خواست به دو سوال جواب دهند:

1- آیا کار آن مرد درست بود؟
2- آیا برای این دزدی، مرد باید مجازات شود؟ چرا؟

داستان معروف کلبرگ تمام بزرگان دنیا را به چالش کشید. وی پس از طرح آن گفت از روی جوابی که می توانید به این سوال بدهید من می توانم میزان هوش و شعور اجتماعی شما را تشخیص دهم و مهمترین قسمت این سنجش، پاسخ به سوال "چرا" در سوال دوم بود. هر کس جواب متفاوتی می داد. حتی سیاستمداران بزرگ دنیا به این سوال پاسخ دادند:

-آری، باید مجازات شود، دزدی به هر حال دزدی است.

- زیر پا گذاشتن مقررات، به هر حال گناه است. فارغ از بیماری همسرش.

- کار آن مرد درست نبود اما مجازات هم نشود. زیرا فقیر است و راهی نداشته.

اما هنگامی که از #گاندی این سوال را پرسیدند، پاسخ عجیبی داد. گاندی گفت کار آن مرد درست بوده است و آن مرد نباید مجازات شود. چرا؟ زیرا قانون از آسمان نیامده است. ما انسان ها قانون را وضع می کنیم تا راحت تر زندگی کنیم. تا بتوانیم در زندگی اجتماعی کنار هم تاب بیاوریم. اما هنگامی که قانون منافی جان یک انسان بی گناه باشد، دیگر قانون نیست. جان انسان ها در اولویت است. آن قانون باید عوض شود. گاندی گفت انسان بر قانون مقدم است.

کلبرگ پس از شنیدن سخنان گاندی گفت بالاترین نمره ای که می توان به یک مغز داد همین است.

گاندی: "مغز ششم"
(بالاترین سطح شعور اجتماعی)

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۴۵
سعید شمس
آقای مهندس اکبر ترکان، از مسئولان دولت و از مدیران باتجربه کشور، گفته: «مشکل این است که کشور تعدادی مسئله اساسی دارد و هروقت اینها روی میز می‌آید، تصمیم‌گیران عقب‌نشینی می‌کنند… . مسئله یارانه، مسئله آب، محیط زیست، صندوق‌های بازنشستگی، سهام عدالت، بحران بانکی؛ اینها مسائل خیلی مهمی هستند که باید برای آنها تصمیم‌گیری شود. هروقت این مسائل برای تصمیم‌گیری روی میز می‌آیند، تصمیم‌گیران عقب‌نشینی می‌کنند». او در پاسخ به این پرسش که علت چیست؟ می‌گوید: «حالا نمی‌دانم دیگر».
۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۴۱
سعید شمس

فضای بحث، فضای مطالعات میان‌رشته‌ای و چند رشته‌ای است!

ما نیازمند بازنگری مستمریم!
در بسیاری از جنبه‌ها و جلوه‌های عمل و اقدام قوه قضائیه؛ نظیر باز تعریف مصونیت قضایی و احیاء و تحقق اثربخش آن؛ باز پردازی منزلت قاضی؛ باز طراحی ساختار قوه قضائیه؛ بازنگری قوانین قضایی، به ویژه در جهت رفع تبعیض از حریم انسانی زن و مرد و کودک؛ و تلاش برای محو نفوذ ثروتمندان و قدرتمندان و نیرنگ‌بازان در گذر عصرها و نسل‌ها!

اگر ما مدعی احیای تمدنی کهن در روند احیای کهن‌الگوهای استعلایی یا ابتکار تمدنی نو در پرتو قوام‌بخشی به پیشران‌های تعالی‌گرا و حق‌مداریم، باید جهادگرانه تغییر کنیم:

إِنَّ اللَّـهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ( رعد، ۱۱).

ما، شایسته برخورداری از یک سیستم قضایی عادل، نستوه، سریع، دقیق، فوق‌فعال و تبعیض‌ستیزیم!
چیزی که قرن‌هاست در حسرت آنیم!

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۷ ، ۲۲:۴۵
سعید شمس

مجازات آشکار خیانت‌کاران در حق مردم

نامه ۵۳ نهج‌البلاغه:

پس در اعمال آنها کاوش نما و چشم‌هایی ناظر(جاسوس) از اهل راست‌کرداری و وفا، بر آنها بگمار؛ زیرا مراقبت نهانی تو در کارهای آنها، آنان را به رعایت امانت و مدارا در حق مردم وامی‌دارد.
و مراقب یارانت باش! پس اگر یکی از آنها دستش را به خیانت گشود و گزارش ناظران (جاسوسان) دال بر خیانت او گرد آمد و همه به آن گواهی دادند، پس همین گزارش‌ها تو را بس بُوَد!
پس باید به سبب خیانتی که کرده، او را تنبیه بدنی کنی و از اعمالی که مرتکب شده، بازخواستش نمایی.
سپس خوار و ذلیلش سازی! و مُهر خیانت بر او زنی! و ننگ تهمت را بر گردنش آویزی(ر.ک. ترجمه آیتی، ص ۷۳۵).


مختصات حکومت‌حق‌مدار

جلوه‌های دانش اداره دولت و حکومت
در مکتب امام علی«علیه‌السلام» (۳۴)

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۷ ، ۲۲:۴۳
سعید شمس

تحلیل پیشینه اصلاح نظام اداری در ایران


نظام اداری ماشین اجرایی دولت به‌حساب می‌‌آید که مرتبط با هر سه قوه است و این ماشین اجرایی ابزار چهارگانه قوانین و مقررات، ساختار تشکیلاتی، سیستم‌‌ها و روش و ساختار منابع انسانی را جهت ایفای نقش خود در اختیار دارد.

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در گزارشی با عنوان « تحلیل پیشینه اصلاح نظام اداری در ایران» آورده است؛ ؛ نظام اداری با توجه به نقش گسترده و مؤثری که در امور کشورها دارد یکی از زیرساخت‌های توسعه‌ محسوب شده و کارآمدی و پویایی آن موجب ارتقای سطح کارآیی سایر نظام‌های کشور نظیر نظام اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، بهداشت و درمان و... است.

براساس این گزارش اصلاح و تحول نظام اداری در دستور کار دولت‌های مختلف قبل و بعد از انقلاب اسلامی بوده است و در طول این دوران قوانین، برنامه‌ها و سیاست‌های گوناگون تدوین شده است. در دهه‌های گذشته، همه دولت‌ها قبل و بعد از انقلاب در اندیشه اصلاح و تحول در نظام اداری کشور بوده‌اند، زیرا نظام اداری یکی از ارکان اصلی هر حکومتی است و دستیابی به پیشرفت، توسعه و تحقق اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت و بهره‌گیری بهینه از منابع، همگی به عملکرد سالم، یکپارچه و هماهنگ نظام اداری وابسته است.

گزارش حاضر تصریح می‌کند که نظام اداری ایران همواره با چالش‌ها و مشکلات فراوانی روبرو بوده و در شرایط کنونی نیز ناکارآمدی نظام اداری به یکی از چالش‌های جدی کشور مبدل شده است. غلبه‌ درگیری‌های روزمره‌ اداری و عدم توجه جدی، علمی، عملی و به‌موقع به اصلاح اصولی این مسئله، باعث بروز چالش نظام اداری و تعمیق سایر چالش‌های کشور شده است. به‌طوری که ضعف و نابسامانی نظام اداری می‌تواند اجرای هرگونه سیاست اصلاحی در حوزه بحران‌های اساسی کشور نظیر بحران صندوق‌های بازنشستگی، بحران نظام بانکی، بحران بیکاری و ... را با چالش مواجه کند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۷ ، ۱۶:۱۶
سعید شمس

مهیّا سازی اجماع نخبگان شریف
در پرتو نظارت فعال عامه مردم

✍️دکتر علی اصغر پورعزت
می‌توان نخبگان را بر حسب عملکرد تاریخی به دسته‌های گوناگون تقسیم کرد:
نخبگان سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اداری، نخبگان سالم و فاسد، نخبگان مردمی و حزبی، نخبگان روشنفکر و مرتجع و نظایر آن.

واضح است که این دسته‌بندی‌ها را می‌توان بر حسب سلیقه افزایش داد.

اگر بخواهیم مصلحان دلسوز جامعه را با عنوانی فراگیر خطاب کنیم، شاید استفاده از اصطلاح «نخبگان شریف» برازنده باشد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۷ ، ۱۶:۰۹
سعید شمس

وزیر اطلاعات ارتقاء امنیت را موجب حفظ سرمایه‌های انسانی و مادی کشور دانست و گفت: نباید تحت عنوان برخورد با مفاسد اقتصادی، آرامش فعالان اقتصادی و سرمایه‌گذاران را به مخاطره انداخت.

وی با تأکید بر تأمین امنیت اقتصادی و تشویق به سرمایه‌گذاری، افزود: با متخلفان اقتصادی نباید برخوردهای قهرآمیز کرد بلکه باید با توجیه و راهنمایی از انحراف فعالان اقتصادی جلوگیری کرد و آنان را به سمت تأمین مایحتاج کشور سوق داد.

وزیر اطلاعات دستگیری و زندانی کردن را برای برخورد با بدهکاران بانکی و فعالان اقتصادی متخلف اشتباه دانست و گفت: کاهش تسهیلات یکی از روش‌های تأثیرگذار در اینگونه مسائل است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ ن:یاد حرف دکتر چمران افتادم ،این بزرگوار فرمودند : می گویند تقوا از تخصص لازم تر است ، آن را می پذیرم ، اما می گویم ، انکس که تخصص ندارد و کاری می پذیرد ، بی تقوا است 

 وزیر یک کشور ( نفر سوم کشور) هنوز از  درک حل مسائل عمومی ( دلیل به وجود امدن خط مشی ) عاجز است و نمی تواند برای حل مشکل فساد را حل و خط مشی ارایه بدهد . و برای عدم کارایی و بهره وری وزارتش درباره فساد های اقتصادی بهانه می آورد .

بنده هنوز درک نمی کنم انتخاب وزیران بر اساس چه معیاری می باشد . پیشنهاد می کنم به جناب اقای علوی که کوچکترین دانشی در زمینه خط مشی گذاری و حل مسایل عمومی ندارند یا کلاس های تقویتی بگذارند ویا این که با استعفای خود  جای یک جوان شایسته همانند وزیر ارتباطات را باز نمایند .

 در ادامه لازم می دانم عرض کنم که یکی از عواملی که موجب سرمایه گذاری می شود و این است که بدانند با سرمایه و تلاش در مدت زمان مشخص می توانند سود داشته باشند در حالی که در کشور شاهد ان هستیم افرادی با رانت های مختلف می توانند یک شبه راه هزار ساله را بروند 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۷ ، ۲۳:۰۴
سعید شمس

یکی از مهمترین تعهدات حکمرانی شایسته، تضمین حقوق بشر و شهروندی می باشد و در این جهت ، شفافیت یکی از خصایص روشن حکمرانی شایسته است که می توان به عنوان سازو کار موثر حامی حقوق سیاسی ، اقتصادی ، احتماعی و فرهنگی شهروندان ، قدرت را به نقطه تراز مورد انتظار برساند و راهکاری ارزنده برای مبارزه با پدیده های شومی باشد مانند فساد ها ی سیاسی و اقتصادی که از مهمترین چالش های حقوقی و سیاسیهر جامعه ای می تواند باشد .

شاخص ها و معیار هایی مانند اعلام صریح و مواضع حکومت و هشدار و آگاهی بخشی به کارگزاران ، تبیین تکالیف و حقوق متقابل کارگزاران و مردم ، لزوم دسترسی آسان به کارگزاران ، به کار گیری سطح بالایی از استاندارد های درستگاری و اخلاق برای کارکنان گزارش دهی به مردم و تبیین دلایلی تنبیه کارگزاران ، شاخص های رفتاری یک حکومت شفاف است . همچنین بهره گیری از شاخص های ساختاری جون شبکه نظارتی گسترده و نظام قضایی مستقل به خوبی در نیل به شفافیت می تواند راهگشا باشد .

اما نکته مهم آن است که انجا در شفافیت مهم و حیاتی می باشد شفافیت واقعی و نه اثرگذار است و نه فشافیت کاذب و دروغین که حتی به توهم شفافیت منتهی می گردد .

اعلام و اعلان ختلاس ها و ناهنجاری های مالی در عرصه عمومی که با پز شفافیت انجام می شود اگر منتج به آثاری برای جلو گیری از این اختلاس های نجومی که ایجاد کننده طبقات مولتی میلیاردر شبانه می شد نباشد از نظر من ارزشی ندارد .

این که هر روز افلام هک سایت وزارتی برای واردات خودرو لوکس می شنویم و یا خرید هزاران سکه توسط فردی یا وضع فجیع یارانه های ارزی ، نمی تواند به تنهایی ارزشی داشته باشد . اصل شفافیت دو بعد  دارد؛ یکی همین خبررسانی از فجایع مالی در عرصه عمومی و دیگری راهکارهایی برای پیشگیری و بارزه با چنین نسل کشی های اقتصادی .

شبکه های ارتباط ی و فضای مجازی همگام با حقوق عمومی بسیار خوب توانسته اند بعد اول را در جامعه توسعه و نهادینه نمایند ولی بعد دوم هنوز مغفول مانده است و بر صاحب نظران دانشگاهی از حقوق و مدیریت و... اس که دیگر در پله اول متوقف نگردند و قانع به صرف خبررسانی سرطان های اقتصادی جامعه به نام اصل شفافیت نباشند .

شفافیت در این دیدگاه صرفا یک ابزار است و نه غایت و طریقت داد و نع موضوعیت و گرنه از چهره بزک شده شفافیت بخاری گرم نمی شود

خوشحالی صوری از توسعه ی اصل شفافیت بدون راهکاری جلوگیری و مبارزه ما را فلج می کند .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به نقل از دکتر حبیب نژاد ، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۷ ، ۱۳:۴۵
سعید شمس

اقتصاد نهادگرایى و نئوکینزى
طى دهه‌هاى گذشته بخشى از تشکیلات سیاسى شبه‌حزبى و برخى از افراد مقام‌جو خود را «نهادگرا» معرفى مى‌کردند و هرگز هم حاضر نشدند در مقابل این پرسش که اصول فکرى شما مشخصا چیست و نسخه سیاست اقتصادى شما بر اساس آن اصول فکرى کدام است توضیحى ارائه کنند و آنچه را که نظریات و کاربرد آن است، در چند صفحه معرفى کنند تا دیگران هم بدانند. متاسفانه هرگز چنین نشد. به یکى از این افراد که سابقه مودتى هست اصرار کردم و پس از طفره رفتن فرمودند ما فقط مى‌گوییم نهاد‌ها هم مهم هستند. این جواب کلى و بى‌معنى است. مثل اینکه کسى بگوید آب هم مهم است؛
 اما جوابى براى اینکه چگونه آب دریا و رودخانه و زیر زمین و چشمه و چاه هر کدام متفاوت هستند و همچنین شیوه‌هاى بهینه استفاده و تخصیص بسیار متفاوت است، نداشته باشد.
این نوع پاسخ به معنى فرار از پرسش است. حتى بار‌ها اینجانب از طریق مباحث مطرح در نشریات این سوال را مطرح کرده‌ام که شما چه نوع نهادگرایى هستید؟ تابع مکتب وبلن، کامونز و میچل یا تابع مکتب جدید نهادگرا‌ها مانند کوز و نورث، چون این دو بسیار متفاوت هستند، جوابى هم نیامده است.
 در غرب نهادگرایى جدید (چون نهادگرایى قدیم - وبلن، میچل-به‌دلیل نبود پویایى عملا منتفى شده است) چیزى جز تکمیل و تکمله‌اى براى همان اقتصاد بازار آزاد نیست. مهم‌ترین افراد این مکتب یکى رونالد کوز و دیگرى داگلاس نورث هستند. که کار نورث بیشتر تعریف نهاد‌هاست و تاکید بر اینکه نهادها متفاوت از تشکیلات هستند. تاکید کوز بر نحوه شکل‌دهى هزینه مبادله بر ناکارآیى بازار‌ها است و هزینه مبادله هم از دید این مکتب خلاف آن چیزى است که مدعیان داخلى مى‌پندارند.
▪️پیشنهاد این مکتب هم این است که اگر حقوق مالکیت بر همه چیز ازجمله محیط زیست دقیق تعریف شود بازارها به کارآمدى منابع را تخصیص مى‌دهند. این مکتب در دهه ۷۰ ظاهر شد و هم‌اکنون دستاورد‌هاى آن از جمله قضیه موسوم به قضیه کوز بخشى از اقتصاد متعارف است (در کتاب‌هاى اقتصاد خرد پیشرفته ملاحظه کنید). لیکن نهادگراهاى وطنى اکثرا کمونیست‌هاى رقیق شده بودند و فقط پشت این مفهوم پنهان شدند تا از همان سرچشمه بهره گیرند. دلیل اینکه هرگز حاضر نشدند به جز کلى‌گویى مبهم به همان دو پرسش اولیه اینجانب جواب بدهند نیز همین موضوع است.

اما نئوکینزین‌ها در جهان امروز چه مى‌گویند؟ نظریات کینز که در دهه ١٩٣٠ فرموله شد بر این مبنا بود که چسبندگى دستمزد‌ها و قیمت‌ها مانع این می‌شود که بسیارى از بازار‌ها به کارآیى دست یابند. اصل مطلب هم چسبندگى دستمزد‌ها به‌دلیل قراردادهاى استخدامى و دخالت سندیکاها است. در زمان رکود، به‌دلیل ثابت بودن دستمزدها کارفرمایان انگیزه استخدام ندارند؛ چون بازار کار رقابتى نیست و متناسب با رکود دستمزد‌ها کاهش نمى‌یابد. از طریق افزایش هزینه‌ها، دولت مى‌تواند سطح قیمت‌ها را بالا ببرد و ارزش دستمزد راپایین آورد تا کارفرمایان در دستمزد‌هاى حقیقى پایین‌تر انگیزه استخدام داشته باشند. این تفکر تا دهه ١٩٦٠ قاعده سیاست‌گذارى اقتصاد کلان در غرب بود. تا زمانى که دیگر کارگر نمى‌افتاد مکتب پولى ایراد‌هاى آن را تحلیل کرد و جایگزین آن شد و تاکنون هم در غرب سیاست پولى مهم‌ترین وجه سیاست کلان اقتصادى است.

برخی از مسوولان اقتصادى دولت جدید گفته‌اند که نئوکینزین هستند، بسیارخوب بگذارید امتحان کنیم که آیا اصولا متوجه هستند در چه بابى صحبت مى‌کنند؟ ایشان را به چالش دعوت مى‌کنم که یک فصل از کتاب اقتصاد کلان سارجنت را از رو بخوانند و تشریح کنند. متاسفانه این گروه‌ها و طرفدارانشان که ایجاد سردرگمى فکرى را راهى براى مسوولیت‌گریزى یافته‌اند نه نهادگرا هستند، نه نئوکینزى و نه چیز دیگر. اگر اقتصاددانان غربى بفهمند که نتیجه به‌کارگیرى نهادگرایى و اقتصاد نئوکینزى آن چیزى است که این آقایان تحویل داده‌اند بدانید که از نظریات خودشان با چشم گریان تبرى خواهند جست./دنیای اقتصاد

به نقل از : دکتر محمد طبیبیان، اقتصاددان

/دنیای اقتصاد

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۷ ، ۲۱:۱۴
سعید شمس

داستان اموزنده مدیریتی

ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ
ﺩﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﺩﻭ ﺭﯾﻞ ﺭﺍﻩ ﺁﻫﻦ، ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﻮﺩﻧﺪ،
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍ ﯾﻦ ﺩﻭ ﺭﯾﻞ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﻭﻟﯽ ﺁﻥ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻏﯿﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺭﻭﯼ ﺭﯾﻞ ﺧﺮﺍﺏ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ، ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺭﻭﯼ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﯾﻞ ﻏﯿﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩ. سه ﺑﭽﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮐﻤﯽ ﺑﺎﺯﯼ ﺭﻭﯼ ﺭﯾﻞ ﺳﺎﻟﻢ، ﻫﻤﺎنﺟﺎ ﺧﻮﺍﺑﺸﺎﻥ ﺑﺮﺩ.

ﻗﻄﺎﺭ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺁﻣﺪﻥ ﺑﻮﺩ،
ﻭ ﺳﻮﺯﻧﺒﺎﻥ می ﺑﺎﯾﺴﺖ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺻﺤﯿﺤﯽ ﺑﮕﯿﺮﺩ ...
ﺳﻮﺯﻧﺒﺎﻥ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺴﯿﺮ ﻗﻄﺎﺭ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩﻩ، ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺭﯾﻞ ﻏﯿﺮﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﮐﻨﺪ، ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﯾﻖ ﺟﺎﻥ سه کودک ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﻫﺪ، ﻭ تنها یک ﮐﻮﺩﮎ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ شوﺩ ، ﻭ ﯾﺎ اینکه ﻣﺴﯿﺮ ﻗﻄﺎﺭ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ندهد، ﻭ ﻗﻄﺎﺭ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺧﻮﺩ برود.

ﺳﻮﺍﻝ:
ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺳﻮﺯﻧﺒﺎﻥ ﺑﻮﺩﯾﺪ،
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ فرصت کم ﻭ ﺣﺴﺎﺱ، ﭼﻪ ﺗﺼﻤﯿﻤﯽ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﯿﺪ..؟
ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﻨﺤﺮﻑ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺴﯿﺮ ﻗﻄﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺠﺎﺕ سه ﮐﻮﺩﮎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﻨﺪ، ﻭ یک ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ، ﮐﻪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺍﺧﻼ‌ﻗﯽ ﻭ ﻋﺎﻃﻔﯽ، ﺷﺎﯾﺪ ﺗﺼﻤﯿﻢ صحیحی ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺮﺳﺪ، ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﯽ ﭼﻄﻮﺭ ...؟

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ،
ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ ﻋﺎﻗﻞ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻧﺎﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ،
ﮐﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﺴﯿﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻭ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ (ﺭﯾﻞ ﺳﺎﻟﻢ) ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻨﺪ، ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ..!

ﺍﯾﻦ ﻧﻮﻉ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮﯼ،
ﻣﻌﻀﻠﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻣﺎ، ﺩﺭ ﺍﺩﺍﺭﻩ، ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪو... ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ؛ ﺩﺍﻧﺎﯾﺎﻥ و مردم عادی ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ تصمیمات مدیران احمق میشوﻧﺪ..!

ﮐﻮﺩﮐﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﺍﻓﻖ ﺑﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺴﯿﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﻧﺒﻮﺩ، ﻃﺮﺩ ﺷﺪ، ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻫﻢ ﺍﻭ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﺮﺩﯾﺪ..!، ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺍﺷﮏ ﻧﺮﯾﺨﺖ..! او ﺭﯾﻞ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺯﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ، و ﻫﺮﮔﺰ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﮔﺶ ﺍین گوﻧﻪ ﺭﻗﻢ ﺑﺨﻮﺭﺩ.
ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﻫﺮ چهار ﮐﻮﺩﮎ ﻣﮑﺎﻥ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺯﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ نکرﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭﻟﯽ ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ، ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ کودکان ﺩﯾﮕﺮ شد، ﮐﻪ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﺎﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ..!، ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ سوزنبان، ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ ﺑﯽﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﻋﺎﻗﻞ، ﺟﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻤﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺧﻄﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ، ﺯﯾﺮﺍ ﺭﯾﻞ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻭﺍﮊﮔﻮﻥ ﺷﺪﻥ ﻗﻄﺎﺭ ﮔﺮﺩﯾﺪ، ﻭ تمامی ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺷﺪﻧﺪ، ﻭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ، ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻥ سه ﮐﻮﺩﮎ ﺍﺣﻤﻖ ﻧﺒﻮﺩ..!

ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﻗﻄﺎﺭ ﺭﺍ
ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ یک ملت تشبیه ﮐﺮﺩ،
ﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﻣﺪﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﻮﺩﮐﺎن نادان،
ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ سرنشینان ﻗﻄﺎﺭ ﺭﺍ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪ.

ﮔﺎﻫﯽ
ﺩﺭﻧﻈﺮﮔﺮﻓﺘﻦ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﭼﻨﺪ ﺗﻦ ﺍﺯ ﻣﺪﯾﺮﺍﻥ،
ﮐﻪ تصمیمات اشتباه میگیرند، ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻦ ﻣﻨﺎﻓﻊ همه ملت میشود، ﻭ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺻﺪﻫﺎ ﻧﻔﺮه ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺠﺎﺕ سه کودک ﺍﺳﺖ..!

ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ؛
ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ،
ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺍﺳﺖ، ﻫﻤﯿﺸﻪ درست ﻧﯿﺴﺖ..!
ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﺳﺮ ﺩﺍﺭﺩ ، ﻭﻟﯽ ﻣﻐﺰ ﻧﺪﺍﺭﺩ ، ﺩﺭﻧﺘﯿﺠﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﻤﯽ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ پیش آید، ﻓﻮﺭﺍ ﻣﺸﺘﻌﻞ ﻣﯽﺷﻮﺩ، و ﺍﺛﺮﺍﺕ ﺍﯾﻦ ﺍﺷﺘﻌﺎﻝ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﻭﯾﺮﺍﻧﮕﺮ ﺑﺎﺷﺪ. ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺳﺮ ﺩﺍﺭﯾﻢ، ﻭلی ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ، ﻣﻐﺰ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﯾﻢ. ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ ﺁن است ﮐﻪ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻧﺸﺎﻥ ﻧﺪﻫﯿﻢ ، و در امور جمعی و ملی، از آراء جمعی و ملی، و از دانش دانشمندان بهره گیریم.

ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ: ﻋﻤﺮﮐﻮﺗﺎﻩ ﻧﯿﺴﺖﻣﺎﮐﻮﺗﺎﻫﯽمی‌کنیم 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۷ ، ۲۲:۱۸
سعید شمس

1شناسایی مسئله و محیطی که موضوع مورد بررسی در آن واقع شده است. در این جا توجه ما به چگونگی شناسایی و تعیین مسائلی معطوف می شود که ممکن است به هدف سیاستگذاری های عمومی بدل شوند. این که چرا فقط برخی از مشکلات، از بین تمامی مسائل موجود، توجه سیاستگذاران را به خود جلب می کند، نیازمند بررسی شرایط و محیطی است که این مسئله یا مسائل در آن قرار دارند، به بیان دیگر، چگونه سازمان های دولتی تصمیم می گیرند باید به چه موضوعی بپردازند؟ چه چیزی یک معضل عمومی قلمداد می شود؟ چرا برخی شرایط یا موضوعات به معضلی عمومی بدل می گردند؟ چگونه یک مشکل جهت رسیدگی در دستور کار دولت قرار می گیرد؟ چرا بعضی از مسائل به جایگاه یک موضوع روز نمی رسند؟

 

۲. تبیین. این مرحله شامل ایجاد، شناسایی یا اقتباس شیوه های عملکرد پیشنهادی، که اغلب به گزینه یا انتخاب موسومند، برای حل یا اصلاح معضلات اجتماعی است. چه کسی در تبیین سیاستگذاری مشارکت می جوید؟ گزینه های پیش رو برای پرداختن به یک مسئله ی توسعه یافته چیست؟ آیا مشکلات یا خطاهایی در تبیین سیاستگذاری های پیشنهادی وجود دارد؟

 

۳. گزینش. این مرحله شامل تصمیم گیری پیرامون گزینه های پیشنهادی، از جمله عدم انجام هیچگونه اقدامی، برای رسیدگی به یک مسئله است. قانون گذاران آمریکایی درباره ی این مرحله با اکثریت آرا به نتیجه می رسند. چگونه یک سیاستگذاری، برگزیده یا اجرایی می شود؟ فراهم آمدن چه ضرورت هایی الزامی است؟ گزینش کنندگان چه کسانی هستند؟ محتوای سیاستگذاری برگزیده شده چیست؟

 

۴. بکارگیری. (یک واژه ی معادل برای این مرحله، مدیریت است) در اینجا بر روی اقدامات لازم برای اثربخشی یا اجرایی شدن سیاستگذاری های برگزیده شده متمرکز می شویم. اغلب در جریان مدیریت سیاستگذاری ها، آن ها را توسعه می بخشند یا بر جزئیات شان می افزایند. چه کسی در این مرحله دخیل است؟ چه اقداماتی، در صورت امکان، برای اعمال یا اجرایی کردن یک سیاستگذاری بکار گرفته می شود؟ چگونه استفاده از یک سیاستگذاری به شکل گیری یا تعیین محتوا یا اثرات آن کمک می کند؟

 

۵. ارزیابی. این بخش به اقداماتی منجر می شود که هدف از آن ها، تعیین دستاوردهای یک سیاستگذاری است و این که آیا به اهداف خویش دست یافته، و آیا پیامدهای دیگری داشته است. چه کسی در این بخش مشارکت دارد؟ چه کسانی از یک سیاستگذاری منتفع یا متضرر می گردند؟ پیامدهای ارزیابی یک سیاستگذاری چیست؟ آیا درخواست هایی برای اعمال تغییرات یا لغو سیاستگذاری وجود دارد؟ آیا معضلات جدیدی شناسایی شده اند؟ آیا فرآیند سیاستگذاری به دلیل ارزیابی آن از سر گرفته می شود؟[b1] 


 [b1]اندروسون ( 2016)

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۷ ، ۲۱:۱۷
سعید شمس

در این چارچوب ساده شده، به شکل گیری و بکارگیری سیاستگذاری ها از منظری سیاسی نگریسته شده است، چرا که در بطن آن ها، ستیز و کشمکش بین افراد و گروه ها، کارکنان دولت و نهادها به چشم می خورد که هریک آرا، منافع، ارزش ها و اطلاعات متناقضی پیرامون موارد مربوط به سیاستگذاری عمومی دارند. سیاست سازی، امری ''سیاسی'' و دربردارنده ی ''سیاست'' است.  یعنی، شاخصه های آن شامل ستیز، مذاکره، اعمال قدرت، چانه زنی و سازش کاری، و گاه عملکردهای ناپسندی چون فریب کاری و رشوه خواری است.نه دلیل خوبی برای مقاومت در برابر پذیرش این نتیجه یا انکار آن وجود دارد و نه علت قابل قبولی برای پیروی از کسانی که برای نکوهش از سیاستگذاری هایی که مورد پسند شان نیست از عباراتی چون ''این چیزی جز سیاسی کاری نیست'' استفاده می کنند. هرچند گاه به شکل تلویحی یا حتی آشکار اعلام می گردد که اگر تجزیه و تحلیل کافی صورت می گرفت، اگر حقایق و داده های کافی گردآوری می شد، تمامی افراد ''نیک اندیش'' پیرامون شیوه ی رفتاری صحیح برای رسیدگی به یک معضل به توافق می رسیدند، اما باید پذیرفت که این روشی نیست که دنیا را با آن اداره می کنند. افراد کاملا معقول هم به دلیل برخورداری از منافع، ارزش ها و وابستگی های متفاوت می توانند بر سر موضوعات سیاستگذاری دچار اختلاف نظر شوند. سیاست، راهکار یک جامعه ی دموکراتیک برای حل و فصل چنین تفاوت هایی است.[b1] 


 [b1]اندرسون ( 2016)

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۷ ، ۲۱:۱۴
سعید شمس

همان طور که در مطالب  گذشته در مبحث تعریف خط مشی مطرح شد ، «خط مشی هرآنچیزی است که، دولت قصد دارد انجام بدهد و یا تصمیم می گیرد که انجام ندهد» .

با توجه به تجولات اقتصادی اخیر یعنی جنگ اقتصادی تمامی عیاری که ایالات متحده امریکا با ایران به راه انداخته و در کشور با نوسانات اقتصادی مواجه شده ایم صبح روز یکشنبه  این عکس را صفحات شبکه های اجتماعی مشاهده کردیم. که آقای ریس جمهور با لباس ورزشی ( آمریکایی) به توچال رفته است . 

با توجه به تعریفی که در خط مشی آمده است می توان این عدم تصمیم گیری دولت دوازدهم  در مورد مسایل اقتصادی و عدم توجه به مسایل مهم مردم را یک تصمیم آگاهانه دانست  . حال این که آقای رییس جمهور چه هدفی از این تصمیم گیری یا بهتر بگویم عدم تصمیم گیری دارد را می توان در اینده بررسی کرد . 

روحانی در توچال در بحران جنگ اقتصادی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۷ ، ۲۲:۴۴
سعید شمس

رویکرد مطالعات علمیِ سیاستگذاری در تشریح و تحلیل فرآیند سیاست سازی، سه هدف عمده را دنبال می کند. نخست این که هدف ابتدایی آن، نه شناسایی یا توصیف یک سیاستگذاری ''خوب''  یا مناسب بلکه، ارائه ی توضیح درباره ی گزینش یک سیاستگذاری است. شیوه ی این رویکرد، تجزیه و تحلیل است، نه هواداری. دوم آن که این رویکرد، در جستجوی علل و پیامدهای سیاستگذاری های عمومی با بکارگیری شیوه شناسی اجتماعی علمی است که به استفاده از شیوه شناسی و داده های کمّی محدود نمی شود. حداقل نیازمندی ها برای فردی که از این رویکرد پژوهشی استفاده می کند، منطقی، تجربه گرا و بی طرف بودن اوست. سومین هدف این رویکرد، توسعه ی فرضیات و تفاسیری قابل اعتماد پیرامون سیاستگذاری های عمومی و خط مشی های آن هاست. بنابراین، مطالعات سیاستگذاری ممکن است هم جنبه ی نظری داشته باشد و هم با جنبه های عملی تر سیاست سازی مرتبط گردد. می گویند که هیچ چیز عملی تر از یک نظریه ی خوب نیست.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۷ ، ۲۱:۴۵
سعید شمس

برای  این که بتوانیم خط مشی را تعریف نموده و تمامی زوایای علم خط مشی را مرود بررسی قرار بدهیم بهتری دیدم از چندی تعریف استفاده کنم تا بتوانم شما را بهتر با این  علم و زوایای پیدا و نهان آن آشنا سازم.

 دکتر الوانی برا ی تعریف خط مشی در کتاب تصمیم گیری و تعیین خط مشی می گوید ، خط مشی عبارت است از تصمیم ها و سیاست هایی که به وسیله مراجع مختلف بخش عمومی از قبیل مجلس ، دولت ، قوه قضاییه که نماینده حفظ منافع عمومی هستند  اتخاذ می گردد .

در این تعریف که آقای الوانی ارایه داده اند می توان به وضوح درک کرد که تمامی تصماتی که سه قوه می گیرند را خط مشی می نامند که این تصمیمات باید ویژگی داشته باشند و از  این  ویژگی رعایت منافع شهروندان است . اما این تعریف کامل نمی باشد چون بسیاری از عوامل را نادیده گرفته است که در ادامه با مطرح کردن تعاریف از دیگر دانشمندان  می توان به تعریف جامع تری از خط مشی رسید اما نکته ای که توجه را جلب می کند این است که درکتر الوانی تاکید می نماید تصمیم هایی که سران قوا می گیرند را خط مشی می گویند و عملا قلمرو خط مشی را تعیین می کند که این تصمیمات توسط ارکان سه قوه گرفته می شد . البته افراد و گروه های دیگری نیز در تصمیم گیری دخالت دارند که در مجالی دیگر در باره این افراد و گروه ها ی سخن به میان خواهد امد

بوچهولز در تعریفی  سلسله اقدامات هدف دار که به وسیله یک فرد یا گروهی از افراد که قدرت و مشروعیت خط مسی گذاری را دارند [ سران سه قوه ] جهت مقابله با مشکل عمومی  شکل می گیرد

در این تعریف  علاوه برمشخصات و ویژگی ها ی تعریف که توسط دکتر الوانی ارایه گرید  به نکته مهمی اشاره می کند ، بوچ لز خط مشی را جهت مقابله و پاسخی به مشکلات عمومی درک شده مطرح می کند ، پس می توان گفت خط مشی ها جوابی به مسایلی هستند که توسط خط مشی گذاران درک می شوند اما این که چه مسئله ای در حال حاضر مهم است این بستگی به عوامل متعددی دارند که انشاالله در آینده به این موضوع نیز اشاره خواهد شد

در تعریف دیگری از از ویکرز خط مشی های عمومی سیاست هایی هستند که برای هماهنگی و انسجام هدف های نظام موجود در جامعه اعمال می شود و بازتابی است از ارزشهایی که جامعه و دولت بدان پایبند هستند .

در این تعریف می توان به تاثیر ارزشها بر تصمیماتی که حاکمیت می گیرد پی برد ، در جامعه ی لیبرال مانند امریکا خط مشی و تصمیمات دولت بر اساس تفکر لیبرالیستی می باشد و دولت تصمیماتی می گیرد که حقوق افراد را رعایت کند و تامین کننده منافع فردی  می باشد  ، می توان گفت دولت نمی تواند تصمیمی بگیرد که مخالف منافع فردی باشد و اگر تصمیمی بگیرد با مخالفت گروه ها جریان ها سیاسی و اجتماعی قرار می گیرد .  اما در جوامع تمامیت گرا مانند چین ، کره شمالی و ... که دولت ها تاکیدشان بر جامعه است نیز تصمیمات به گونه ای دیگر است ، دولت باید منافع عامه را مورد توجه قرار بگیرد .

باید توجه نمود که در خط مشی ها می توان فرهنگ جامعه ، نظام اقتصادی و اولویت های مورد قبول جمعه را پیدا نمود . به طور مثال در کشوری مانند ایران با توجه به فرهنگ اسلامی حاکم، ارزشها و اعتقادات مردم اجرای خط مشی هایی مخالف این ارزش ها  مانند به رسمیت شناختن حقوق همجنسبازان ، استفاده از ماهواره ، حضور بانوان در استادیم ها و... با مخالفت هایی مواجه می شود

نکته ی دیگری که در خط مشی ها باید به ان توجه نمود این است که خط مشی ممکن است در بستر قوانین باشد و یا نباشد ، پس لزوما دولت ها از طریق قوانین ،اعمال به تعیین خط مشی نمی نمایند .  دولت ها می توانند از طریق رفتار ، جهت گیری های ( به طور مثال محکوم کردن حادثه تروریستی یازدهم سپتامبر توسط دولت آقای خاتمی) بخش نامه ها و توصیه نامه ها ، نشان ها ی شجاعت و افتخار و... به تعیین و اعمال خط مشی بپردازند .

در تعریفی جالب از آقای توماس دای ، « هر آنچه دولتی انتخاب می کند انجام بدهد یا انجام ندهد است » . بسیاری از دولت ها انتخاب می کنند که در باره مسایل هیچ صحبت و تصمیم نگیرند به طور مثال دولت ایالات متحده تصمیم می گیرد که در مسایل فلسطین و اسرائیل و کشتار های صورت گرفته در اعتراضات به رسمیت شناختن قدس به پایتختی اسراییل هیچ اظهار نظری انجام ندهد، یا به طور مثال در سال های گذشته دولت ایران تصمیم گرفت که درباره کشتار مسلمانان چینی توسط دولت چین هیچ اظهار نظری انجام ندهد  . درمثال دیگری می توان به اقدامات دولت ایران برای خط مشی حمایت از کالای ایرانی اشاره کرد ، طبق فرمان حضرت آیت الله خامنه ای باید از کالا و خدمات ایرانی حمایت می شد ولی ما در رسانه ها مشاهده کردیم که شرکت های دولتی حتی ملزومات اداری خود را از خارج وارد می نماید که با واکنش هایی روبه رو شد و بسیاری از این قبیل تصمیم ها که قطعا خودتا می توانید پیدا کنید .

جیمز اندرسون خط مشی را این گونه تعریف می نماید : خط مشی مجموعه اقداماتی است هدفمدار که به وسیله یک بازیگر و یا مجموعه ای بازیگران برای برخورد با مشکل یا مسئله مورد توجه در نظر کرفته  می شود .

در این تعریف آقای اندرسون به نکته ای اشاره می کند که آن نکته بازیگران می باشد ، او عقیده دارد که خط مشی به وسیله مجموعه از بازیگران صورت می گیرد و صرفا سران سه قوه تنها تصمیم گیران عرصه خط مشی نیستند  .

پس می توان با جمع بندی این تعاریف عنوان نمود که:

خط مشی پاسخی به مشکلات عمومی جامعه که درک شده است و سران سه قوه ( در کشور های دارای تفکیک قوا) با کمک گرفتن از طرق مختلف از گروه ها و افراد مختلف به ان مشکل با توجه به ارزش ها ی جامعه و حاکم بر جامعه  است


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۵۷
سعید شمس

خط مشی بخش عمومی چیست؟

امروزه مردم از دولت‌ها انتظار دارند کارهای زیادی برایشان انجام دهند. در واقع به ندرت می‌توان یک مشکل اجتماعی یا فردی را پیدا کرد که یک گروه برای آن تقاضای یک راهکار دولتی ننماید. طی سال‌ها، به موازات این که شهروندان بیشتری برای حل مسائل اجتماعی به دولت مراجعه کرده‌اند، اندازه دولت نیز رشد پیدا کرده و خط‌مشی‌های عمومی به تمام حوزه‌های زندگی نفوذ یافته‌اند.

نویسندگان مدیریت و علوم سیاسی، خط‌مشی عمومی[۱] را به شکل‌های مختلف تعریف کرده‌اند اما به طور کلی می‌توان گفت: خط­مشی عمومی، تصمیم دولت یا حکومت در مواجهه با یک موضوع، چالش یا یک مساله عمومی است. همان‌طور که هدف‌ها، نتایج مورد انتظار را مشخص می‌کنند و برنامه‌ها، راه رسیدن به آن‌ها را روشن می‌سازند، خط‌مشی‌ها راهنمای عمل بوده، اولویت‌ها، بایدها و نبایدها را معین می‌کنند. خط‌مشی عمومی همچنین نشان دهنده خطوط کلی در فعالیت‌ها و اقدامات بخش عمومی است.

خط‌مشی عمومی عبارت است از آن چیزی که دولت‌ها تصمیم دارند انجام دهند یا انجام ندهند. دولت‌ها کارهای زیادی انجام می‌دهند. تعارضات را در جامعه نظم می‌دهند، جامعه را سازماندهی می‌کنند تا تعارض با سایر جوامع را رفع کنند؛ مقدار زیادی از پاداش‌های نمادین و خدمات مادی را بین اعضای جامعه تقسیم می‌کنند؛ و اغلب در قالب مالیات از جامعه پول دریافت می‌کنند؛ بنابراین خط‌مشی‌های عمومی ممکن است رفتارها را نظم‌دهی کنند، بوروکراسی‌ها را سازماندهی کنند، منافع را توزیع کنند، و یا مالیات‌ها را جمع‌آوری کنند؛ یا اینکه همه این‌ها را هم‌زمان انجام دهند.

خط‌مشی عمومی تصمیمی است که در قبال یک مشکل عمومی اتخاذ می‌شود، اما خط‌مشی صرفاً اتخاذ تصمیم نیست، بلکه فرآیندی است شامل تمام اقدامات که از زمان احساس مشکل شروع می‌شود و به ارزیابی نتایج حاصل از اجرای خط‌مشی ختم می‌گردد.

خط‌مشی دو ویژگی بارز دارد. اول اینکه خط‌مشی یک الگوی عملی است و نه یک رویداد مجرد و انتزاعی. مثلاً راه‌حل مسائلی که فقط یک بار در تاریخ یک کشور اتفاق می‌افتد، خط‌مشی نیست. دوم اینکه اجرای خط‌مشی، به دلیل نیاز به هماهنگ ساختن عوامل ناسازگار یا ایجاد انگیزه برای اقدام جمعی در افرادی که اهداف مشترک دارند و با یکدیگر همکاری می‌کنند، یک عمل اجتماعی محسوب می‌شود.

خط‌مشی عمومی عبارت است از تصمیم‌ها و سیاست‌هایی که به وسیله مراجع مختلف بخش عمومی از قبیل مجالس، دولت و قوه قضائیه که نماینده حفظ منافع عمومی هستند اتخاذ می‌شوند. در رویکردی که به خط‌مشی‌گذاری عمومی می‌پردازد، به ساختار یا رفتار بازیگران سیاسی یا آنچه دولت‌ها باید یا مجبورند انجام دهند، توجه چندانی نمی‌شود، بلکه کانون اصلی آن معطوف به موضوع است که دولت‌ها واقعاً انجام می‌دهند. متفکران اولیه این رویکرد، آن را علم خط‌مشی نامیدند. به اعتقاد لاسول[۲] علم خط‌مشی دارای سه ویژگی منحصر به فرد است که آن را از رویکردهای پیشین متمایز می‌کند: چند رشته‌ای است، به دنبال حل مشکل است و قویاً هنجاری است.

جنکینز[۳] در تعریف خط‌مشی به چند نکته مهم اشاره دارد. وی خط‌مشی را به عنوان «مجموعه تصمیمات متعامل بازیگر یا گروهی از بازیگران سیاسی در مورد انتخاب اهداف و ابزار دست‌یابی به آن‌ها در شرایط مشخص، به شرط آن که این تصمیمات قانوناً در چارچوب اختیارات بازیگران اتخاذ شده باشند» تعریف نموده است. جنکینز در تعریف، خط‌مشی‌گذاری را عملی با حضور جمعی از بازیگران می‌داند نه یک تصمیم انفرادی، البته این بازیگران قانونی می‌داند، در حالی که خط‌مشی‌گذاری را عمل بازیگران سیاسی می‌داند. در واقع ممکن است بازیگرانی در اتخاذ خط‌مشی به عنوان یک عمل سیاسی دخالت داشته باشند اما به صورت قانونی و رسمی جزء بازیگران خط‌مشی عمومی به حساب نیایند. نکته مهم دیگر این که وی خط‌مشی را یک فرآیند می‌داند که راه خود را به جلو می‌گشاید و زمانی به نتیجه می‌رسد که مجموعه فعل و انفعال‌ها صورت گرفته باشد. در همین راستا وی خط‌مشی‌گذاری را دولتی می‌داند، در حالی که پست مدرنیسم شرایط اداره داخلی کشورها را به صورتی توصیف می‌نماید که بر کثرت گرایی و مشارکت تأکید دارد، یا حداقل این که نتیجه این کثرت گرایی و مشارکت به فعالیت گسترده بازیگران غیردولتی خواهد انجامید.

جیمز اندرسون تعریف کلی‌تری از خط‌مشی ارائه می‌دهد و خط‌مشی را مجموعه اقدامات هدف‌دار توصیف می‌کند که (به وسیله یک یا مجموعه‌ای از بازیگران برای برخورد با مشکل یا مساله مورد توجه در نظر گرفته شده است. وی نیز بر مجموعه بازیگران تأکید دارد، اما با رویکرد حل مساله خط‌مشی را تعریف نموده و خط‌مشی را متمرکز بر حل مساله و رفع مشکل می‌داند.


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۷ ، ۰۳:۲۲
سعید شمس